راهیان اخرت
چقدر آسان در دام هوس گرفتار شدیم،و،چقدر سخت است بیرون آمدن از این دام

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389

کوکاکولا یک نوشابه است اما طی ده ها سال داستان های زیادی در مورد فرمول مخفی این نوشیدنی محبوب وجود داشته است. همین فرمول چند خطی فناوری انحصاری این شرکت محسوب میشده و حالا یک برنامه رادیویی، ادعا کرده که دستور تهیه نوشابه کوکاکولا که ۱۲۵ سال در اعماق شرکت محبوس بوده است را یافته است. ‏

داستان این فرمول شگفت انگیز از آنجا شروع می شود که جان پمبرتون در زمان جنگ های داخلی آمریکا، این فرمول را کشف کرد و دستورش را در کتابی که دستور تهیه داروهای پزشکی هم در آن بود نوشت، کتابی که نسل به نسل، دست به دست می شد. ‏

عکسی از این دستور اسرار آمیز در مجله آتلانتا به تاریخ ۱۸ فوریه سال ۱۹۷۹ میلادی چاپ گشته بود اما در آن زمان کسی به این تصویر و مقاله توجهی نکرده بود. حالا این برنامه رادیویی موفق به کشف آن شده و پس از تحقیقات انجام شده متوجه شدند که این همان دستور اصلی کوکاکولا است. البته در این فرمول فناوری پیچیده ای مانند معماری های چند نانومتری پیدا نمی کنید! اما شاید با دیدن این فرمول جور دیگری به این نوشیدنی نگاه کنید: ‏

 

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستانهای اموزنده، 
برچسب ها: داستانهای اموزنده، داستانهای باور نکردنی، داستانهای جالب، داستانهای شنیدنی، داستانهای واقعی، داستانهای پند اموز، داستانهای تحولی، داستانهای شگفت انگیز، جملات زیبا،
ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389
فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد، ولی به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند.

یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine » یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد سری » می باشد و به اختصار (A.A.O.N.M.S) نامیده می شود، (129) در جهت احیای آیین های الحادی و بت پرستی اعراب جاهلی تأسیس شده است.

اعضای گروه ماسونی Shriner قبل از عضویت در این گروه، می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالای ماسونی را کسب نمایند؛ به طوری که تنها ماسون های درجه ی 32 به بالا می توانند وارد طیف Shriner شوند. (از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ماسون های طیف Shriner، علاوه بر اعتقاد به قوانین این طیف، به قوانین سایر گروه های ماسونی نیز پایبندند.).



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستانهای اموزنده، 
برچسب ها: داستانهای اموزنده، داستانهای باور نکردنی، داستانهای جالب، داستانهای شنیدنی، داستانهای واقعی، داستانهای پند اموز، داستانهای تحولی، داستانهای شگفت انگیز، جملات زیبا،
ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389

بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی، به بیان شباهت های فراماسونری با دجال در روایات اسلامی می پردازیم. این نکته را باید متذکر شویم که در اینجا سعی نموده ایم تا عده ای از نشانه ها را ذکر کنیم که در اکثر روایات، مشترک بوده اند. نشانه های مهمی که در اکثر روایت پیرامون دجال ذکر شده اند و با تشکیلات فراماسونری مشابهت دارند، عبارتند از:
1 – یک چشم بودن دجال و وجود چشم مذکور در وسط پیشانی.

یکی از مهمترین ویژگی های دجال که در روایات متعددی به آن اشاره شده است، یک چشم بودن دجال می باشد:

پیامبر (ص) درباره ی دجال فرمودند:

« ... ما من نبى إلا و قد أنذر قومه و لكن سأقول فیه قولاً لم یقله نبى لقومه تعلمون إنه أعور ... » (152)

« ... هیچ پیامبرى نیست جز اینكه از او برحذر داشته است. ولى من به شما چیزى مى گویم كه هیچ پیامبرى به قوم خود نگفته است: مى دانید كه او أعور (یک چشم) است ... »

 

همچنین حضرت علی (ع) در پاسخ به سوال یکی از یارانشان درباره ی دجال، می فرمایند:

 

« ... عینه الیمنى ممسوحة والأخرى فی جبهته تضیء كأنها كوكب الصبح، فیها علقة كأنها ممزوجة بالدم ... » (153)

« ... چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی اوست و مانند ستاره ی صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است ... »

 

بدین ترتیب می توان گفت که یک چشم بودن دجال، نشانه ی مهمی است که می توان با توجه به آن، دجال را شناخت.

 

اما نکته ی شگفت انگیز این که یکی از معروفترین و مهمترین نماد های فراماسونری، علامت یک چشمی « هرم و چشم جهان بین » است که این نماد، دقیقاً مشابه توصیفات معصومین (ع) درباره ی دجال است.



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستانهای اموزنده، 
برچسب ها: داستانهای اموزنده، داستانهای باور نکردنی، داستانهای جالب، داستانهای شنیدنی، داستانهای واقعی، داستانهای پند اموز، داستانهای تحولی، داستانهای شگفت انگیز، جملات زیبا،
ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389
ه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاه‌مان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم ... در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است.
 اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاه‌مان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم ... در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید ...


ادامه مطلب
طبقه بندی: داستانهای اموزنده، 
برچسب ها: داستانهای اموزنده، داستانهای باور نکردنی، داستانهای جالب، داستانهای شنیدنی، داستانهای واقعی، داستانهای پند اموز، داستانهای تحولی، داستانهای شگفت انگیز، جملات زیبا،
ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389

دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: داستانهای اموزنده، 
برچسب ها: داستانهای اموزنده، داستانهای باور نکردنی، داستانهای جالب، داستانهای شنیدنی، داستانهای واقعی، داستانهای پند اموز، داستانهای تحولی، داستانهای شگفت انگیز، جملات زیبا،
ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1389
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها به زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه هایی می گذارند
.
مرد از فرشته پرسید: شما دارید چکار می کنید؟

فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم
.
مرد کمی جلوتر رفت. باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می کنند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند
.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟

کی از فرشتگان با عجله گفت: این بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم
.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته
.
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا چه می کنید و چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند
.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته جواب داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر



ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1389
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
عنوان بصرى مى گوید:
از امام صادق علیه السلام خواستم به من پند و اندرز بدهند. فرمود:
- تو را به انجام نه چیز سفارش مى كنم ، آن سفارش ها نه تنها براى شما بلكه به همه كسانى است كه مى خواهند در راه خداوند قدم بردارند و از خداوند مى خواهم تو را نیز در انجام آنها یارى فرماید.
سه تاى آنها در تهذیب اخلاق و تربیت نفس است .
و سه تاى دیگر در صبر و شكیبایى است .
و سه تاى هم در علم و دانش است .
به آنها مواظب باش هرگز آنها را سبك مشمار!
عنوان بصرى مى گوید:
خود را براى یاد گرفتن آنها آماده كردم .
آنگاه امام علیه السلام فرمود:
اما آن سه چیز كه در ریاضت و تهذیب نفس است ، عبارتند از:
1. بپرهیز! از خوردن چیزى كه به آن میل ندارى . زیرا باعث نادانى و كودنى مى گردد.
2. هرگز غذا نخور! مگر وقتى كه گرسنه هستى .
3. همواره غذاى حلال بخور! و هنگام خوردن نام خدا را ببر! (بسم الله بگو!)
همواره فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله را در نظر داشته باش ! كه درباره مذمت پرخورى فرمود:
انسان هیچ ظرفى را پر نكرده كه بدتر از شكم باشد.
چنانچه به میل غذا ناگزیرى ، شكم را سه قسمت كن ! یك قسمت آن را به خوراك و یك قسمت دیگرش را به نوشیدنى و قسمت سومش را براى نفس كشیدن اختصاص بده !
اما آن سه چیز كه در حلم و بردبارى است ، عبارتند از:
1. هرگاه كسى به تو گفت :
اگر یك حرف دشنام و ناسزا بگویى در مقابل ده تا مى شنوى ، تو در جواب بگو:
اگر ده تا سخن زشت بگویى یك حرف از من نخواهى شنید.
2. هرگاه كسى تو را فحش داد و بد گفت ، در پاسخ بگو:
اگر آنچه را كه گفتى راست است از خداوند مى خواهم مرا ببخشد و از تقصیراتم بگذرد و اگر آنچه را كه گفتى دروغ است و ابدا در من نیست از خداوند مى خواهم تو را ببخشد.
3. هر كس تو را وعده فحش و دشنام داد، تو به او وعده پند و اندرز و احترام بده !
و اما آن سه چیز كه در علم و دانش است ، عبارتند از:
1. آنچه را كه نمى دانى از دانشمندان بپرس و بپرهیز از این كه پرسش تو به قصد اذیت و یا امتحان آنان باشد.
2. در هیچ چیز تنها را راءى و عقیده خود عمل نكن (با مشورت كارها را انجام بده ) و در تمام كارها اجانب احتیاط را رعایت كن !
3.از فتوى دادن فرار كن همانندى كه از شیر فرار مى كنى و خودت را پلى براى سود و زیان مردم قرار نده !
امام صادق علیه السلام پس از بیان این پند و موعظه هاى حكمت آمیز، به عنوان بصرى فرمود:
حقا تو را نصیحت كردم ، بلند شو برو! وقت عبادت من است ، وقتم را بیشتر از این نگیر! زیرا من بر نفس خود تنگ نظرم و حاضر نیستم وقت خود را تلف كرده و بیهوده بگذرانم و سلام و رحمت خداوند بر كسى باد كه از ارشاد و راهنمایى پیروى مى كند


ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1389
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
روزى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نماز صبح را با مردم در مسجد خواند. در این میان چشمش به جوانى افتاد كه از بى خوابى چرت مى زد و سرش پایین مى آمد. رنگش زرد شده بود و اندامش باریك و لاغر گشته ، چشمانش در كاسه سر فرو رفته بود.
رسول خدا صلى الله علیه و آله به او فرمود:
- حالت چطور است و چگونه صبح كرده اى ؟
عرض كرد:
- با یقین و ایمان كامل به جهان پس از مرگ ، شب را به صبح آوردم و حالتم چنین بود.
حضرت با تعجب پرسید:
- هر یقینى علامتى دارد. علامت یقین تو چیست ؟
پاسخ داد:
- یا رسول الله ! این یقین است كه مرا افسرده ساخته و شبها خواب را از چشمم ربوده و در روزهاى گرم تابستان (به خاطر روزه ) مرا به دنیا و آنچه در اوست ، بى رغبت كرده است . هم اكنون با چشم بصیرت قیامت را مى بینم كه براى رسیدگى به حساب مردم برپا شده و مردم براى حساب گرد من آمده اند و من در میان آنان هستم . گویا بهشتیان را مى بینم كه از نعمتهاى بهشتى برخوردارند و بر تخت هاى بهشتى تكیه كرده اند و با یكدیگر مشغول تعارف و صحبتند و اهل جهنم را مى بینم كه در میان شعله هاى آتش ناله مى زنند و كمك مى خواهند. هم اكنون غرش آتش جهنم در گوشم طنین انداز است .
رسول خدا صلى الله علیه و آله به اصحاب فرمود: این جوان بنده ایست كه خداوند قلب او را به نور روشن ساخته است . سپس روى به جوان نموده ، فرمود: بر همین حال كه نیك دارى ، ثابت باش و آن را از دست مده .
عرض كرد:
- یا رسول الله ! از خدا بخواه در راه حق به شهادت برسم .
پیامبر صلى الله علیه و آله او را دعا كرد و طولى نكشید، همراه پیغمبر در یكى از جنگها شركت كرد و دهمین نفرى بود كه در آن جنگ شهید شد.



ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1389
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
حضرت عیسى (ع ) با پیروانش سیاحت مى كرد. به دهكده اى رسید كه تمام ساكنین آن در بین راه و خانه هایشان مرده بودند.
حضرت عیسى (ع ) فرمود:
- اینان به مرگ طبیعى نمرده اند، قطعا گرفتار غضب الهى شده اند، اگر غیر از این بود یكدیگر را دفن مى كردند.
پیروانش گفتند:
- اى كاش ما مى دانستیم قضیه اینان چه بوده است !
به عیسى (ع ) خطاب رسید مردگان را صدا بزن ! یك نفر از آنان تو را جواب خواهد داد.
حضرت عیسى صدا زد:
- اى اهل قریه !
یكى از آنان پاسخ داد:
- بلى ! چه مى گویى یا روح الله ؟
- حالتان چگونه است و قضیه شما چه بوده است ؟
- ما صبحگاه با كمال سلامتى و آسوده خاطر سر از خواب برداشتیم ، شبانگاهان اما همه در هاویه افتادیم !
- هاویه چیست ؟
- دریایى از آتش است كه كوههاى آتش در آن موج مى زند.
- به چه جهت به این عذاب گرفتار شدید؟
- محبت دنیا و اطاعت از طاغوت ما را چنین گرفتار نمود.
- چه اندازه به دنیا علاقه داشتید؟
- مانند علاقه كودك شیرخوار به پستان مادر! هر وقت دنیا به ما روى مى آورد خوشحال مى شدیم و هرگاه روى برمى گرداند غمگین مى گشتیم .
آن گاه حضرت عیسى (ع ) مكثى كردند و سپس پرسیدند:
- تا چه حد از طاغوت اطاعت مى كردید؟
- هر چه مى گفتند اطاعت مى نمودیم .
- چرا از میان مردگان فقط تو جوابم دادى ؟
- زیرا آنان دهانشان لجام آتشین زده شده و ملائكه تندخو و سختگیرى ماءمور آنان هستند. من در میان آنان بودم ولى در رفتار از ایشان پیروى نمى كردم .
هنگامى كه عذاب خداوند نازل شد، مرا نیز فرا گرفت . اكنون با یك موى كنار جهنم آویزانم ، مى ترسم در میان آتش بیفتم !
عیسى (ع ) رو به جانب پیروانش كرد و گفت :
- در زباله دان خوابیدن و نان جوین خوردن شایسته خواهد بود، اگر دین انسان سالم بماند.


ارسال توسط راهیان اخرت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 9 بهمن 1389
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

شخصى از اباذر (ره ) پرسید:
چرا ما مرگ را خوش نداریم ؟
فرمود:
براى اینكه شما دنیا را آباد كرده اید و آخرت را ویران ساخته اید و خوش ‍ ندارید از خانه آباد به خانه ویران بروید.
از او پرسیدند:
ما چگونه وارد محضر الهى مى شویم ؟
اباذر پاسخ داد:
- نیكوكاران همانند مسافرى است كه به خانواده خود بازگردد و بدكاران مثل بنده اى فرارى است كه او را نزد صاحبش برگردانند.
گفتند:
در پیشگاه خداوند حال ما چگونه است ؟
اباذر فرمود:
اعمالتان را به قرآن عرضه كنید (رفتارتان را با قرآن بسنجید.)
خداوند مى فرماید:
همانا نیكان در نعمتند (بهشتند) و گنهكاران در جهنم .
آن شخص گفت :
اگر چنین است رحمت خدا چه مى شود؟
اباذر جواب داد:
رحمت خدا به نیكوكاران نزدیك است .
انسان باید براى رحمت الهى قابلیت داشته باشد، تا الطاف خداوند شامل حال او گردد.


ارسال توسط راهیان اخرت
(تعداد کل صفحات:16)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو